Kate Voegele - Hallelujah
سلام ، بعد از مدت ها میخواهم ترجمه یک آهنگ دیگه رو بگذارم . این ترجمه درخواستی دانیاله . چند وقت پیش آهنگ رو بهش معرفی کردم ، گوش داد و خوشش اومد و ترجمش را خواست . بازم شرمنده بابت تاخیر دانیال جان .
Hallelujah اثری است از لئونارد کوهن ، که در سال 1984 آن را منتشر کردو به سرعت تبدیل به آهنگی محبوب شد . به طوری که تا به حال ده ها خواننده و گروه آن را کاور کرده اند که می توان از Jeff Buckley , Rufus Wainwright و Alexandra Burke نام برد . اما من شخصا کاوری را که Kate Voegele در آلبوم اول خود کرده است را ترجیح می دهم . همچنین به دلیل متن سنگین و پر معنای این آهنگ ، یک تفسیر و نقد معنای آهنگ هم به ترجمه اضافه کرده ام . امیدوارم که لذت ببرید .نظر هم فراموش نشه !!!
(فقط لازم به ذکر است که برای اینکه در دانلود مشکلی ایجاد نشود ، این را گذاشته ام وگرنه با کیفیت 320 هم دارم . اگر کسی خواست بگه تا آپلود کنم . )
Hallelujah
Well I've heard there was a sacred chord
نوایی روحانی را شنیدم .
David played and it pleased the Lord داوود آن را می نواخت و پروردگار را خشنود می ساخت .
But you don't really care for music, do ya ?
اما تو واقعا برای موسیقی اهمیتی قائل نیستی ؟ مگر نه ؟
Well it goes like this, the fourth, the fifth
این گونه نواخته می شود ، از چهارم به پنجم .
The minor fall and the major lift
نت مینور رها و نت میجور گرفته می شود .
The baffled King composing Hallelujah
شاه پریشان آهنگ شکرگذاری را می سراید .
Hallelujah, Hallelujah
Hallelujah, Hallelujah
Well, your faith was strong but you needed proof
ایمانت قوی بود ولی نیاز به مدرک داشتی .
You saw her bathing alone on the roof
او را تنها روی پشت بام را مشغول شست و شوی خودش دیدی .
Her beauty and the moonlight overthrew you
زیبایی او و نورمهتاب تو را از خود بی خود کرد .
And she tied you her kitchen chair
و او تو را به صندلی آشپزخانه اش بست .
She broke your throne, she cut your hair
تخت پادشاهیت را شکست ، موهایت را کوتاه کرد
And from your lips she drew the Hallelujah
و از لبهای تو لذت عشق را سر کشید .
Hallelujah, Hallelujah
Hallelujah, Hallelujah
Well baby I have been here before
خوب عزیزم ، من قبلا اینجا بوده ام .
I've seen this room, and I've walked this floor قبلا این اتاق را دیده و در آن قدم زده ام .
You know I used to live alone before I knew ya
می دانی که من قبل از شناختن تو تنها زندگی می کردم .
And I've seen your flag on the marble arch
من پرچمت را روی گنبد نقره ای دیده ام
And love is not a victory march
و عشق رژه پیروزی نیست .
It's a cold and it's a broken Hallelujah
عشق لذت سرد و درهم شکسته ای است .
Hallelujah, Hallelujah, yea
Hallelujah, Hallelujah
Well there was a time when you let me know
زمانی بود که اجازه می دادی که بدانم
What's really going on below
واقعا چه در قلبت می گذرد
But now you never show that to me, do ya ??
اما دیگر هیچ وقت به من قلبت را نشان نمی دهی مگر نه ؟
And remember when I moved in you
و به خاطر می آورم زمانی را که با هم بودیم .
The holy dove was moving too
گویی که آرامشی مقدس بدنم را فرا می گرفت
And every breath we drew was Hallelujah
و هر نفسی که می کشیدیم ، لذتی ناب بود .
Hallelujah, Hallelujah
Hallelujah, Hallelujah
Well maybe there is a God above
خوب ، شاید خدایی در آسمان هست .
But all I ever learned from love
اما تنها چیزی که من از عشق یاد گرفتم این است که
Was how to shoot somebody who outdrew you
چطورقلب مالک قلبم را مال خود کنم .
And it's not a cry that you hear at night
و عشق گریه ای نیست که در شب می شنوی
It's not somebody who's seen the light
یا عشق آن نیست که روشنایی معنویت را دیده باشد .
It's a cold and it's a broken Hallelujah, oh
عشق یک لذت سرد و درهم شکسته است .
Hallelujah, oh Hallelujah
Hallelujah, Hallelujah
Hallelujah, Hallelujah
Hallelujah, Hallelujah
تفسیر آهنگ :
مضمون این آهنگ معنی عشق است و در قسمت اول سعی می کند داستان های کتاب مقدس را تمثیل قرار دهد و نمونه عشق دیوید را بیان می کند . شعر داستان شاه دیوید قبل از اینکه شاه شود را بیان می کند که چنگ را به زیبایی می نواخت وبا نواختن خود درپروردگار را خشنود می ساخت . خط بعدی که از مخاطب در مورد اهمیت دادن به موسیقی می پرسد از زبان دیوید است که در مصرع های بعد بیشتر به آن می پردازیم .
از خط سوم به خط نهم می رویم تا بتوانیم بهتر معنی مصرع ها قبل را بفهمیم . ( ایمانت قوی بود ولی ....) در اینجا راوی یا همان نویسنده شعر ، خطاب به داوود صحبت می کندو می گوید تو به قدرت عشق ایمان داشتی ولی باز هم مدرک می خواستی . از خط بعد داستان دیوید و Batsheba را شرح می دهد . دیوید که حالا شاه است شبی بر پشت بام قصرش Batsheba زن Uriah ، یکی از فرماندهان سپاهش را در حال شست و شو و اسنحمام می بیند و بلافاصله هوس او بر دلش می اقتد و دیوید تسلیم وسوسه می شود .
مصرع های بعد نتایج اتفاقات بعد را بیان می کند که Batsheba حامله می شود و دیوید برای جلوگیری از رسوایی دستور به قتل شوهرش در میدان نبرد را می دهد . سپس دیوید Batsheba را همسر خود می کند . کارهای دیوید باعث ناخشنودی پروردگار می شود و او نیتان پیامبر را برای ثابت کردن اشتباه بودن عملش می فرستد .
دیوید صادقانه پشیمان می شود وبه گناهانش اعتراف می کند ولی نیتان به دیوید می گوید خاندانش به خاطر قتل و گناهی که مرتکب شده نفرین شده است. همچنین چند روز بعد از به دنیا آمدن بچه Batsheba ، نوزاد به بیماری وخیمی مبتلا می شود و می میرد . دیوید این را به عنوان تنبیه خود قبول می کند . در همین قسمت اشاره می شود که او ( Batsheba ) موهایت را کوتاه کرد که اشاره به این است که دیوید به خاطر او اعتقادات اخلاقی خود را رها کرد و در خط آخر او لذت عشق را ار لبهای دیوید سر کشید . حالا به شش خطی که از آن گذشتیم بر می گردیم که دیوید با کنایه خطاب به Batsheba می گوید که برای تو موسیقی و زیبایی آن اهمیت ندارد. مگر نه ؟ که منظورش این است که Batsheba بزرگی و زیبایی چیزهایی را که او برای این عشق فدا کرده است را نمی بیند و به این فداکاری او اهمیت نمی دهد . سپس دیوید سعی می کند که زیبایی موسیقی و طریقه نواختن آن را توضیح دهد ولی متوجه می شود که Batsheba این زیبایی را درک نمی کند و دیوید آهنگ شکرگذلری را می سراید و متعجب و پریشان است که عشق با او چه کرده است .
در قسمت دوم شعر به توضیح عشق از طریق تجربیات خود آهنگ سرا می پردازد که عشق را قبلا تجربه کرده است و متوجه شده است که همیشه پیروزمندانه نیست و پایانی خوش ندارد ، بلکه لذتی سرد و درهم شکسته است . سپس ابتدا وشروع عشقش را به یاد می برد که چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ فکری برایش لذت بخش بود .( در بخشی رابطه فکری و در بخشی رابطه جسمی را شرح می دهد . ) سپس می گوید که تنها چیزی را که از عشق یادگرفته این است که چگونه قلب کسی را که قلب تو را دارد تصاحب کنی و ادامه می دهد که عشق هیچ کدام از توصیفاتی نیست که دیگرات می گویند(گریه شبانه در فراق معشوق و یا عشقی آسمانی و ماورایی) بلکه عشق لذتی است که شیرینی و تلخی را درهم آمیخته دارد .
